ترکمـــ ـ ـ ـن قیـ ـ ـز لــ ـ ـ ـری

دختری از گری دوجی

فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز

فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز

[ شنبه دوم اردیبهشت 1391 ] [ 9:14 ] [ تركمن قيزگري ] [ ]

بوی ماه رمضان

سلام دوستان" معجزه نشده فقظ سعادتی پیش اومد که اونم مهلتش عرض ادبی بیش نیست و بازم رفتنیم بابت نظراتتون بینهایت ممنونم این یعنی آشکارا میگه که دور از ما ولی به یادمونی. به حرمت ماه رمضونی که بوش از الان پیچیده از همتون التماس دعای خیر دارم.

انشاالله  شماها هم تقدیری سراسر خیر، برکت ، سلامت ،خوشبختی و سعادت این دنیا و آخرت توشه شب قدرتان باد.


[ چهارشنبه دوازدهم تیر 1392 ] [ 16:9 ] [ تركمن قيزگري ] [ ]

اي ترك گون ترك!

اين بازي در شبهاي مهتابي مخصوصا شبهاي چهردهم هر ماه انجام مي گيرد. تعداد نفرات

به دو گروه مساوي(الف-ب)تقسيم مي شود.معمولا هر دو گروه را دختران تشكيل

مي دهند.هر گروه براي خود سرگروهي به عنوان ريش سفيد يا داور گروه تعيين ميكنند

و در فاصله 20الي50متري هم قرار مي گيرند هر گروه به صورت يك زنجير در

خط مستقيمي دستهاي خود را به يكديگر ميدهند و سخت مي فشارند تا يك زنجير

گروهي تشكيل دهند.ابتداي بازي با سخنان موزون و اشعار دلنشين كه بين دو سرگروه

رد و بدل مي شود اغاز مي گردد:

الف:

اي ترك گون ترك                  بيزدن سيزه كيم گرك

(دختري همچون ماه و خورشيد مي خواهيد؟كدام دختر را از بين ما مي طلبيد؟)

ب:

اووي ينگه لي گرك             اردي تنگه لي گرك

(دختري كه در جلويش ينگه هايش را افتد و در پشت سرش تنگه هاي پول باشد

و زباني كه گويا باشد)

الف:

دل ايچنده كيم گرك                    هر كيمه گلجك گرك

(از ميان زبانها كدام زبان را اختيار مي كني.نوبت به هر كسي كه ميرسد!)

ب:

سايراپ دوران قيزيل دللي                 ....دييان شوم گرك

(انكه زبان گويا و سرخ دارد.فلان دختر را ميخواهم)

الف:

اور-دا . ييق_ دا الاغا

(اگر مي تواني حمله كن و بگير و ببر!)

گروه (ب)هر كسي خواسته شده باشد بايد به طرف گروه (الف)حمله كند تا دستهاي بسته

ان گروه را باز كند. اگر دستهاي انان را توانست باز كند يك امتياز مي گيرد اگر

خود همانجا مي ماند و بر گروه (الف)يك نفر اضافه مي شود.همين طور بازي

ادامه مي يابد تا اينكه يكي از گروهها تمامي اعضاي گروه مقابل را به گروه خود

منتقل مي كند.

اين بازي جلوه اي از اداب و رسوم گذشته.(كه الان بيشتر اين بازي را در عروسي ها بعد از(كجاوه)يعني وقتي عروس را مي اورند به خونه داماد اين بازي را انجام ميدهند).

[ جمعه هفتم مهر 1391 ] [ 19:32 ] [ تركمن قيزگري ] [ ]

تركمني....

داغلار زورنا غونيار

دريا باليغنا غونيار

گونگ بولسا اينا غونيار

منگ ياش يورگيم

وفادار عزيز من كمين

.................غونيار.

*******************

گل بول باغبانيگ بولين

اسمان بول اينگ بولين

دوس بول جانم برين

اسلاسنگ دونياني برين.

*******************

اسمانا گيدم اي بولديم

يره دوشدم لاي بولدم

گونده گوريان عزيزمي

ايدا گورمانا زار بولدم.

*******************

عشق اودني چكمسنگ يار يوزني گورميانگ

اگر غينلق چكمسنگ عشق قدرني بلميانگ

يارينگ نازني چكمسنگ اصلا عاشق بولميانگ

عاشق بولسانگ دونياده ياردان باشقاني گورميانگ.

*******************************************

ارمان ياشيم ياش بوليا

يادلاسام گوزمه ياش دوليا

هرگون گورجگ عزيزم

واخ اراميز داش بوليا.

************************

بهار گولي سولماسين

يار ياردان دويماسين

چين يورگدن سويه نيم

باشقاسيني سويماسين.

**********************

گل بردم گوليانا

گل قدرني بيليانا

جانم فدا ادرم

بيزي يادا ساليانا.

******************

[ جمعه هفتم مهر 1391 ] [ 19:16 ] [ تركمن قيزگري ] [ ]

ضرب المثل هايي درباره زنان:

1_ياخشي عيال رحمت ،يامان عيال محنت

yaxci aial rahmat, yaman aial mehnat

زن خوب رحمت است زن بد محنت.

2_ار هلاي نگ اورشي،ياز گون ننگ ياغيشي

ar helaing urci , yaz gonning yaqici

دعواي زن و شوهر مانند باران بهاريست.

3_غيز سئريان عيال دان قورق،ياز سئريان غيش دان

qi3 serian aialdn qorq , ya3 serian gec dan

بترس از زني كه خود را مثل دختر ميداند و از زمستاني كه خود را همانند بهار داند.

4_ياخشي عيال ارفا اوني اش ادئر ، يامان عيال يوغداي اوني داش

yaxci aial arfa uni ac eder , yaman aial boqday uni dac

5_ات نگ زينتي قوروغي،عيال زينتي ساچي

atng3inati qoroqi , Aial3inati saGi

6_اري قاوي بولان عيال گون گوندان ياش گورينر

اري اربد عيال گوندان غاررار.

Ary gavy bolan aial gon gondan yas gorinar

Ary erbed aial gon gondan qarrar

زني كه شوهرش خوب باشد روز به روز جوانتر به نظر ميرسد(اما)

زني كه شوهرش بد اخلاق باشد روز به روز پيرتر مي شود.


[ جمعه بیست و چهارم شهریور 1391 ] [ 22:22 ] [ تركمن قيزگري ] [ ]

زنان تركمن در حال حاضر

امروزه شرايط زيست نسل گذشته تفاوت كلي پيدا كرده است

مردم تركمن صحرا سال هاست كه بنا به ضرورت يكجا نشيني

را اختيار كرده

و بدنبال ان خود را با شرايط زندگي امروز وفق داده اند در واقع انان

زندگي ايلي

خود را با انچه پيش امده است تطبيق داده و ان را پذيرفته اند

از طرفي انان در اين

راه بسياري از اداب و رسوم گذشته خود را كه در شرايط كنوني نيازبدان نميديد

كنار گذاشته اند و به جاي ان برخي از مظاهر تمدن امروزي را خوب يا بد جايگزين

ان كرده اند. امروزه نسل جديد از گذشته خود چندان اطلاعي ندارند و بعضي

موارد زندگي ايل نشيني و سختي هاي انان همانند قصه ها و افسانه ها توسط

پير مردان و پير زنان كه خود بازيگران ان بوده اند براي نسل جديد بازگو مي گردد

و نسل جديد ضمن تعجب از شرايط زيست و سختي كار انان از اين قصه هاي زندگي

لذت مي برند. به هر حال زندگي زنان در شرايط كنوني با انچه كه در بخش هاي گذشته

بيان شد تفاوت كلي يافته و در شرايط كنوني مي توان كار زنان را به دو بخش عمده

تقسيم كرد:

كار در خانه و كار در بيرون از خانه و مشاركت در فعاليتهاي اجتماعي.اقتصادي و

فرهنگي جامعه.

[ جمعه بیست و چهارم شهریور 1391 ] [ 21:52 ] [ تركمن قيزگري ] [ ]

تركمن گلن

http://emingharib.persiangig.com/turkmenphoto/zanan/page1/yesir=5=lar.jpg

[ پنجشنبه دوم شهریور 1391 ] [ 21:39 ] [ تركمن قيزگري ] [ ]

چويچه جگ:ي

http://emingharib.persiangig.com/turkmenphoto/kudakan/page1/chaga=3=lar.jpg

[ پنجشنبه دوم شهریور 1391 ] [ 21:29 ] [ تركمن قيزگري ] [ ]

دوستت دارم...


اگر یک روز از زندگی من باقی مانده باشد از هر جای دنیا چمدان کوچکم را می‌بندم راه می‌افتم ایستگاه به ایستگاه… مرز به مرز… پیدایت می‌کنم ، کنارت می‌نشینم بهت میگم تا بی نهایت دوستت دارم…
[ جمعه بیستم مرداد 1391 ] [ 21:9 ] [ تركمن قيزگري ] [ ]

الدار کوسه

یکی بود،یکی نبود،شخصی بوذ که در باور دیگران شک داشت.روزی پیش خود

گفت اینکه می گویند الدار کوسه سر همه را کلاه می گذاردمی خواهم پیدایش کنم

و سر به سرش بگذارم .به همه جا سر کشید تا او را پیدا کند.روزی از روزها خسته 

و کوفته از کنار روستایی می گذشت دید مردی بر کلبه ای خرابه تکیه زده و بشدت در فشار

و زحمت است.شخص شخص کنجکاو ما که همیشه خود را ان انسانی خیر و اماده برای کمک

می دانست نزدیک ان پیر مرد که بر اثر فشار قد خم کرده می شود و علت اینکه بر کلبه تکیه

داده و خوذ را به زحمت انداخته می پرسد.

پیر مرد نومیدانه جواب می دهد نه جانم من به کلبه تکیه نداده ام بلکه این کلبه است که بمن

تکیه زده و در حال افتادن است.

اگر رهایش کنم بر زمین می افتد نمیدانم جه بکنم.چند صباحی است که صاحب کلبه از من خواسته

تا کمکش کنم و رفته تا کمک بیشتری با خوذ بیاورد ولی هنوز از او خبری نشده.

زاستش من هم قضای حاجت دارم ولی وجدانم راضی نمی شود تا کلبه را رها کنم.

مرد خیر ما که بر خیر بودن خود باور داشت بلافاصله دلش به حال پیر مرد می سوزد و می گوید من

جاضرم جای تو را بگیرم بشرطی که کارت را زودتر تمام کنی و برگردی .

پیرمرد خوشحال و دعا گویان جای خود را به ان مرد فداکار!می دهد و نفسی به راحتی می کشد 

و با عجله دور می شود.الغرض جند ساعتی می گذرد ولی از پیر مرد خبری نمی شود.

کمک کم رهگذران بدورش حلقه می زنند و از او می پرسند چرا بر کلبه تکیه داده است و مرد

خیر!داستان را تعریف می کند.

ناگهان صدای قهقه و هلهله جمعیت همراه با دست زدنها و هورا کشیدنها بلند می شود

و مردم خنده کنان با یکدیگر می گفتند باز هم الدار کوسه یک نفر دیگر را سرکار گذاشته و

رفته است.بذین ترتیب در این داستان هوشیاری و دقت در شناخت افراد در قالبی طنز گونه

اورده شده و اینکه نباید به سادگی پیشقدم شد و گول خورد.

[ پنجشنبه بیست و دوم تیر 1391 ] [ 21:58 ] [ تركمن قيزگري ] [ ]

تکه،گوکلان،یموت

از دیگر داستان های حماسی و اجتماعی افسانه پیدایش اقوام یموت و تکه و گوکلان است

که بر اساس باور های اورده شده در این جماسه،درجه شجاعت و رزمندگی و متانت و

استحکام در اندیشه ها،به خوبی دیده می شود.

طبق این حماسه به چگونگی نامگذاری قبیله های سه گانه فوق در ترکمن های ایران

در پیدایش طوایف ترکمان چنین نقل شده که مردی سه زن داشت یکی از زنان بهنگام

بارداری از شوهر جگر شکاری خواست.

شوهر قوچ کوهی را شکار می کند و جگر ان را برای زن می برد و فرزند او تکه نامیده 

می شود.(ترکمنها به قوج کوهی نر تکه می گویند).گاه بارداری زن دوم ،شوهر جگر

گوسفند ابی لنگی را برایش حاضر می کند و فرزند او را گوکلان نام می نهد .

(گوک به معنی ابی و لنگ هم همان لنگ فارسی است).و به سومی که می رسد مرد

شکاری بدست نیاورده و گرگی شکار کرده و جگر انرا به زن می دهد و فرزند او را یموت 

نام می نهند.

از جمله باورهای حماسی در ادبیات شفاهی ترکمن،حکایت چگونگی رهایی قبیله

گوکلان با راهنمایی مرد لنگ سبز چشم،از صخره های کوه با روشن کردن اتش است.

همین طور چگونگی منشعب شده یموت ها به قبایل چونی و شرف از دیگر داستان هایی

است که در هر قبیله با باوری جداگانه بیان می کردند.

در باور های شفاهی گاه افراد قبیله قهرمانان داستان های خود را به صورت ادمی سرزنده

و اهل طبع معرفی می کند و حکایت طنز الود یا خنده اور خویش را در وجود قهرمان داستان

جستجو می نمایند.

داستان فکاهی و شیرین الدار کوسه که در میان ترکمن ها رواج داشته از ان جمله است.

الدرا کوسه به گفته های خویش و همین طور با اعمال خود سعی در فریب دیگران داشت

و بر این باور بود که با یک چنین حرکاتی احتمالا می تواند خردسالان و نوجوانان

را با راهکارهایی از این دست هوشیار و اگاه سازد.

[ پنجشنبه بیست و دوم تیر 1391 ] [ 21:36 ] [ تركمن قيزگري ] [ ]

اغوز خان و اژدها

روزی روزگاری خاتون(ای حان)پسری زایید که چهره کبود،زلفهای سیاه،چشمان خرمایی داشت

و دهانی مانند اخگر سرخ و درخشان،کودک تنها یا بار شیر مادر راخورد.

در اندک زمانی جان گرفت و قد کشید و پهلوانی شد دیو اسا! از ایلخی اسبی

سرکش برگزید و سوار شد و به نخجیر شتافت...ان وقتها در ان اطراف جنگلی بود پر از

وحوش و مرغان و در ان جنگل،از دره ها ابهای صاف روان بود ولی ازدهایی جنگل را

قرق کرده بودو هم حیوان می خورد،هم انسان.اغوز خان دیگر جوان رشیدی شده بود

به قصد کشتن اژدها به جنگل رفت و گوزنی شکار کرد و به درختی بست و به چادر خود

برگشت .فردای ان روز همین که وارد جنگل شد دید که اژدها گوزن را قورت داده است

این بار خرسی گنده دستگیر کرد و به درخت بست.روز دیگر در سپیده دم وارد جنگل شد

دید که اژدها خرس را هم خورده است.اغوز خان به کمین نشست.....

اژدها امد رد بشود با او گلاویز شد پنجه در پنجه جنگیدند.....اغوز خان پیروز شد

و اژدها به قتل رسید.

[ پنجشنبه بیست و دوم تیر 1391 ] [ 21:15 ] [ تركمن قيزگري ] [ ]

انه

انه

قالام آلدئم انــه حاقـــــدا يازسام دييپ
انه حاقــدا نأچــــه يازسام آز بــــوُلار
چشمـه دک داغلاردان دريا آقسام دييپ
انه حاقـدا نأچـــــه آقسام آز بــــوُلار

دانگدان توروپ گوٌلکي بيلن امديـــرن
اوُدي سووي آجي- سوٌيجوٌين بيلديـرن
گوٌل يوٌزوٌمي مَهير بيلـــن گوٌلـــدوٌرن
قودراتئنگا باشئــم انگسم آز بـــــوُلار

ماخمال کيمين يومشاق دئر انه سؤزي
بالاسئني گؤزل گؤريأنديـــر گـــؤزي
گوٌل لردن ياسان دئر بــال ديليميـــزي
انه ديل دن نأچــــه يازسام آز بـــوُلار

ايسله گيمــــي يرده غوُيمـــان بيتيرن
يوُلوما گوٌل دوٌشأپ گؤزلأپ اوتــوران
گيجه لري ياتمــان دانگئـــن آتئـــران
گوٌل يوٌزوٌنگه گوٌلکي غوُشسام آز بوُلار

آياق آشاغئنگـــا يوپــــک دن بولسام
عؤموٌر بويي سانگا خئذمات دا دورسام
آرقـا آلئــــپ مکّـــه مدينـــأ بارسام
دوٌنيأني ده آيلاپ گــزسم آز بــــولار


عاجـــــايئپ بييک زات مَهـــري انه لر
مَهرينگدن غانمادي گؤلــده سونــــالار
انه جانئم دييـر، سايرايــــان ديل لــــر
اللرينگدن ائسغـــاپ، اؤپسم آز بـــولار

سؤزله يأر امينه سِنــدن داش غالــــماق
گوٌنش يالقئم سچسه، نوردان بوُش غالماق
سن بولماسانگ چتين، مانگـا ياشامـــاق
سنگ يوُلونگــا جانئـــم برسم آز بولار


[ چهارشنبه سی و یکم خرداد 1391 ] [ 7:30 ] [ تركمن قيزگري ] [ ]

سلام...

سلام بر همه دوستان عزيزم

خوبين ؟خوشين؟سلامتين؟

منم ديگه اومدم از دست امتحانات نهايي هم دگه راحته راحت شدم

حالا واسم دعا كنين كه نمده هام خوب باشه:ي

خيلي خيلي ازتون ممنون ميشم دوستاي گلم.

[ یکشنبه بیست و هشتم خرداد 1391 ] [ 21:26 ] [ تركمن قيزگري ] [ ]

تا یک ماه نیستم

سلام دوستای گلم خوفین؟خوشین؟سلامتین؟

من دیگه تا 1ماه ننیسم

واسم دعا کنین که امتحان نهاییم رو با نمرات خوب به اتمام برسونم

اگرم نظری چیزی گذاشتین بعد 1ماه که اومدم تاییدش میکنم

خواهشا واسم دعا کنیننننننننننن

بای تا1ماه.

[ شنبه سی ام اردیبهشت 1391 ] [ 8:27 ] [ تركمن قيزگري ] [ ]

کونگلوم سانگا نصیحت

کونگلوم سانگا نصیحت، گزسنگ سر به سر گزگین

تانی دوست- دوشمانی، اویونگه با خبر گزگین

قانیم بیلن قارجاشسانگ، دایم مشتی پر گزگین

گزسنگ دونیا یوزونده، دوام تازه تر گزگین

قیرق ییل مایا گزینچانگ، توتین بیرییل نِر گزگین

ترجمه:

ای دل بیا نصحیتی بکنم، اگر زندگی می کنی سربلند باش

دوست و دشمنت را بشناس و از خانه ات با خبر باش

اگر با دشمن می جنگی، با مشتی آماده و پر زندگی کن

در زندگی مقاوم باش

یک سال مردانه زندگی کردن بهتر که چهل سال به خفت زندگی کنی.

[ جمعه بیست و نهم اردیبهشت 1391 ] [ 6:5 ] [ تركمن قيزگري ] [ ]

لهجه های ترکمنی

قبایل و طوایف مختلف ترکمن در طی فرایند تحول پذیری و ارتباطات تاریخی با اقوام و ملل مختلف،تاثیر و تاثیراتی را با یکدیگر گذارنده اند،که نتیجه آن نفوذ برخی از الفاظ ترکمنی در زبانهای دیگر و نفوذ لغات و اصطلاحات سایر ملل در زبان محاوره ای ترکمنی است.هر یک از طوایف ترکمنی بر مبنای مناطقی که در آنجا زندگی می کنند ،گویش و لهجه های مخصوص به خود را دارند و یک لغت و یک معنا به چند صورتو چند جور تلفظ می گردد.بیشترین تفوت در گویش بین دو طایفه یموت و گوگلان دیده می شود که از نظر موقیعت جغرافیایی از هم دورند. 

[ یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1391 ] [ 13:17 ] [ تركمن قيزگري ] [ ]

در مورد زیارتگاه خالد نبی

در مجاورت روستای گوگچه در بخش مراوه تپه و در محدود دهستان تمر قره قوزی،آرمگاه خالد نبی بن سنان واقع شده است که احترام خاص نزد تراکمه محسوب می شود.در مجاورت بقعه خالد نبی گورستان خالد نبی وجود دارد که قبرستانهای قدیمی محسوب می شود.خالد نبی:خالد نبی بن سنان عبسی واز قبیله بنی عبس بن بغیض می باشد که بخاطر شرایط مادی که در محیط خانواده اش یعنی عدن بر اثر تبلیغات او پیش امده از انجا راه دریا را پشت سر گذاشته و وارد ایران گردید.مخالفان او در تعقیبش تا ناحیه جرجان قدیم (گرگان _حوالی گنبد کاووس)پیش امدند و سر انجام هم کار به جنگ بین دو طرف یعنی خالد و یارانش از یک سو و مخالفانش از سوی دیگر کشید.وجود سنگ قبر های چلپایی در قبرستان خالد نبی را نیز به همین دلیل متعلق به یاران کشته شده او می دانند البته بر این تاکید می گردد که زکریا محمد بن محمود قزوینی در قرن 6 هجری در زمان ذکر واقعه حمله ترکمنها غزبه نیشابور،آنها را "چلیپا پرست می نامند"اما زمان حیات خالد نبی هم از جمله ابهامات دیگری است که متون تاریخ به طور دقیق مشخص  نمی گردد.عده ای او را خالد بن سنان بن قیث بن عیسی(ع)"یعنی پسر قیث و نوه حضرت عیسی دانسته اند و عده ای هم حیات او را حدود 40سال قبل از ظهور پیامبر تعیین نموده اند ،طوریکه دختر خالد در دوران پیری توسط پیامبر اسلام به این ایین می گرود.به غیر از زیارتگاه های فوق بقعه دیگری همچون ابوالفضل حسن و عوض بردی ایشان،قوچان ،بابا شیخ،سلطان حبی،وجود دارند که نزد تراکمه ترکمن صحرای ایران از احترام خاصی بر خوردارن.


برچسب‌ها: زیارتگاه, خالد, نبی
[ شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391 ] [ 18:55 ] [ تركمن قيزگري ] [ ]