













دختری از گری دوجی
salam dostan khobin?
man dg nemiam net har ki khobi
badi azam dide
halalam kone va inek
vasam 2akonin
byeeeeeeeeeee
اين بازي در شبهاي مهتابي مخصوصا شبهاي چهردهم هر ماه انجام مي گيرد. تعداد نفرات
به دو گروه مساوي(الف-ب)تقسيم مي شود.معمولا هر دو گروه را دختران تشكيل
مي دهند.هر گروه براي خود سرگروهي به عنوان ريش سفيد يا داور گروه تعيين ميكنند
و در فاصله 20الي50متري هم قرار مي گيرند هر گروه به صورت يك زنجير در
خط مستقيمي دستهاي خود را به يكديگر ميدهند و سخت مي فشارند تا يك زنجير
گروهي تشكيل دهند.ابتداي بازي با سخنان موزون و اشعار دلنشين كه بين دو سرگروه
رد و بدل مي شود اغاز مي گردد:
الف:
اي ترك گون ترك بيزدن سيزه كيم گرك
(دختري همچون ماه و خورشيد مي خواهيد؟كدام دختر را از بين ما مي طلبيد؟)
ب:
اووي ينگه لي گرك اردي تنگه لي گرك
(دختري كه در جلويش ينگه هايش را افتد و در پشت سرش تنگه هاي پول باشد
و زباني كه گويا باشد)
الف:
دل ايچنده كيم گرك هر كيمه گلجك گرك
(از ميان زبانها كدام زبان را اختيار مي كني.نوبت به هر كسي كه ميرسد!)
ب:
سايراپ دوران قيزيل دللي ....دييان شوم گرك
(انكه زبان گويا و سرخ دارد.فلان دختر را ميخواهم)
الف:
اور-دا . ييق_ دا الاغا
(اگر مي تواني حمله كن و بگير و ببر!)
گروه (ب)هر كسي خواسته شده باشد بايد به طرف گروه (الف)حمله كند تا دستهاي بسته
ان گروه را باز كند. اگر دستهاي انان را توانست باز كند يك امتياز مي گيرد اگر
خود همانجا مي ماند و بر گروه (الف)يك نفر اضافه مي شود.همين طور بازي
ادامه مي يابد تا اينكه يكي از گروهها تمامي اعضاي گروه مقابل را به گروه خود
منتقل مي كند.
اين بازي جلوه اي از اداب و رسوم گذشته.(كه الان بيشتر اين بازي را در عروسي ها بعد از(كجاوه)يعني وقتي عروس را مي اورند به خونه داماد اين بازي را انجام ميدهند).
داغلار زورنا غونيار
دريا باليغنا غونيار
گونگ بولسا اينا غونيار
منگ ياش يورگيم
وفادار عزيز من كمين
.................غونيار.
*******************
گل بول باغبانيگ بولين
اسمان بول اينگ بولين
دوس بول جانم برين
اسلاسنگ دونياني برين.
*******************
اسمانا گيدم اي بولديم
يره دوشدم لاي بولدم
گونده گوريان عزيزمي
ايدا گورمانا زار بولدم.
*******************
عشق اودني چكمسنگ يار يوزني گورميانگ
اگر غينلق چكمسنگ عشق قدرني بلميانگ
يارينگ نازني چكمسنگ اصلا عاشق بولميانگ
عاشق بولسانگ دونياده ياردان باشقاني گورميانگ.
*******************************************
ارمان ياشيم ياش بوليا
يادلاسام گوزمه ياش دوليا
هرگون گورجگ عزيزم
واخ اراميز داش بوليا.
************************
بهار گولي سولماسين
يار ياردان دويماسين
چين يورگدن سويه نيم
باشقاسيني سويماسين.
**********************
گل بردم گوليانا
گل قدرني بيليانا
جانم فدا ادرم
بيزي يادا ساليانا.
******************
yaxci aial rahmat, yaman aial mehnat
زن خوب رحمت است زن بد محنت.
2_ار هلاي نگ اورشي،ياز گون ننگ ياغيشي
ar helaing urci , yaz gonning yaqici
دعواي زن و شوهر مانند باران بهاريست.
3_غيز سئريان عيال دان قورق،ياز سئريان غيش دان
qi3 serian aialdn qorq , ya3 serian gec dan
بترس از زني كه خود را مثل دختر ميداند و از زمستاني كه خود را همانند بهار داند.
4_ياخشي عيال ارفا اوني اش ادئر ، يامان عيال يوغداي اوني داش
yaxci aial arfa uni ac eder , yaman aial boqday uni dac
5_ات نگ زينتي قوروغي،عيال زينتي ساچي
atng3inati qoroqi , Aial3inati saGi
6_اري قاوي بولان عيال گون گوندان ياش گورينر
اري اربد عيال گوندان غاررار.
Ary gavy bolan aial gon gondan yas gorinar
Ary erbed aial gon gondan qarrar
زني كه شوهرش خوب باشد روز به روز جوانتر به نظر ميرسد(اما)
زني كه شوهرش بد اخلاق باشد روز به روز پيرتر مي شود.
امروزه شرايط زيست نسل گذشته تفاوت كلي پيدا كرده است
مردم تركمن صحرا سال هاست كه بنا به ضرورت يكجا نشيني
را اختيار كرده
و بدنبال ان خود را با شرايط زندگي امروز وفق داده اند در واقع انان
زندگي ايلي
خود را با انچه پيش امده است تطبيق داده و ان را پذيرفته اند
از طرفي انان در اين
راه بسياري از اداب و رسوم گذشته خود را كه در شرايط كنوني نيازبدان نميديد
كنار گذاشته اند و به جاي ان برخي از مظاهر تمدن امروزي را خوب يا بد جايگزين
ان كرده اند. امروزه نسل جديد از گذشته خود چندان اطلاعي ندارند و بعضي
موارد زندگي ايل نشيني و سختي هاي انان همانند قصه ها و افسانه ها توسط
پير مردان و پير زنان كه خود بازيگران ان بوده اند براي نسل جديد بازگو مي گردد
و نسل جديد ضمن تعجب از شرايط زيست و سختي كار انان از اين قصه هاي زندگي
لذت مي برند. به هر حال زندگي زنان در شرايط كنوني با انچه كه در بخش هاي گذشته
بيان شد تفاوت كلي يافته و در شرايط كنوني مي توان كار زنان را به دو بخش عمده
تقسيم كرد:
كار در خانه و كار در بيرون از خانه و مشاركت در فعاليتهاي اجتماعي.اقتصادي و
فرهنگي جامعه.
گفت اینکه می گویند الدار کوسه سر همه را کلاه می گذاردمی خواهم پیدایش کنم
و سر به سرش بگذارم .به همه جا سر کشید تا او را پیدا کند.روزی از روزها خسته
و کوفته از کنار روستایی می گذشت دید مردی بر کلبه ای خرابه تکیه زده و بشدت در فشار
و زحمت است.شخص شخص کنجکاو ما که همیشه خود را ان انسانی خیر و اماده برای کمک
می دانست نزدیک ان پیر مرد که بر اثر فشار قد خم کرده می شود و علت اینکه بر کلبه تکیه
داده و خوذ را به زحمت انداخته می پرسد.
پیر مرد نومیدانه جواب می دهد نه جانم من به کلبه تکیه نداده ام بلکه این کلبه است که بمن
تکیه زده و در حال افتادن است.
اگر رهایش کنم بر زمین می افتد نمیدانم جه بکنم.چند صباحی است که صاحب کلبه از من خواسته
تا کمکش کنم و رفته تا کمک بیشتری با خوذ بیاورد ولی هنوز از او خبری نشده.
زاستش من هم قضای حاجت دارم ولی وجدانم راضی نمی شود تا کلبه را رها کنم.
مرد خیر ما که بر خیر بودن خود باور داشت بلافاصله دلش به حال پیر مرد می سوزد و می گوید من
جاضرم جای تو را بگیرم بشرطی که کارت را زودتر تمام کنی و برگردی .
پیرمرد خوشحال و دعا گویان جای خود را به ان مرد فداکار!می دهد و نفسی به راحتی می کشد
و با عجله دور می شود.الغرض جند ساعتی می گذرد ولی از پیر مرد خبری نمی شود.
کمک کم رهگذران بدورش حلقه می زنند و از او می پرسند چرا بر کلبه تکیه داده است و مرد
خیر!داستان را تعریف می کند.
ناگهان صدای قهقه و هلهله جمعیت همراه با دست زدنها و هورا کشیدنها بلند می شود
و مردم خنده کنان با یکدیگر می گفتند باز هم الدار کوسه یک نفر دیگر را سرکار گذاشته و
رفته است.بذین ترتیب در این داستان هوشیاری و دقت در شناخت افراد در قالبی طنز گونه
اورده شده و اینکه نباید به سادگی پیشقدم شد و گول خورد.
که بر اساس باور های اورده شده در این جماسه،درجه شجاعت و رزمندگی و متانت و
استحکام در اندیشه ها،به خوبی دیده می شود.
طبق این حماسه به چگونگی نامگذاری قبیله های سه گانه فوق در ترکمن های ایران
در پیدایش طوایف ترکمان چنین نقل شده که مردی سه زن داشت یکی از زنان بهنگام
بارداری از شوهر جگر شکاری خواست.
شوهر قوچ کوهی را شکار می کند و جگر ان را برای زن می برد و فرزند او تکه نامیده
می شود.(ترکمنها به قوج کوهی نر تکه می گویند).گاه بارداری زن دوم ،شوهر جگر
گوسفند ابی لنگی را برایش حاضر می کند و فرزند او را گوکلان نام می نهد .
(گوک به معنی ابی و لنگ هم همان لنگ فارسی است).و به سومی که می رسد مرد
شکاری بدست نیاورده و گرگی شکار کرده و جگر انرا به زن می دهد و فرزند او را یموت
نام می نهند.
از جمله باورهای حماسی در ادبیات شفاهی ترکمن،حکایت چگونگی رهایی قبیله
گوکلان با راهنمایی مرد لنگ سبز چشم،از صخره های کوه با روشن کردن اتش است.
همین طور چگونگی منشعب شده یموت ها به قبایل چونی و شرف از دیگر داستان هایی
است که در هر قبیله با باوری جداگانه بیان می کردند.
در باور های شفاهی گاه افراد قبیله قهرمانان داستان های خود را به صورت ادمی سرزنده
و اهل طبع معرفی می کند و حکایت طنز الود یا خنده اور خویش را در وجود قهرمان داستان
جستجو می نمایند.
داستان فکاهی و شیرین الدار کوسه که در میان ترکمن ها رواج داشته از ان جمله است.
الدرا کوسه به گفته های خویش و همین طور با اعمال خود سعی در فریب دیگران داشت
و بر این باور بود که با یک چنین حرکاتی احتمالا می تواند خردسالان و نوجوانان
را با راهکارهایی از این دست هوشیار و اگاه سازد.
روزی روزگاری خاتون(ای حان)پسری زایید که چهره کبود،زلفهای سیاه،چشمان خرمایی داشت
و دهانی مانند اخگر سرخ و درخشان،کودک تنها یا بار شیر مادر راخورد.
در اندک زمانی جان گرفت و قد کشید و پهلوانی شد دیو اسا! از ایلخی اسبی
سرکش برگزید و سوار شد و به نخجیر شتافت...ان وقتها در ان اطراف جنگلی بود پر از
وحوش و مرغان و در ان جنگل،از دره ها ابهای صاف روان بود ولی ازدهایی جنگل را
قرق کرده بودو هم حیوان می خورد،هم انسان.اغوز خان دیگر جوان رشیدی شده بود
به قصد کشتن اژدها به جنگل رفت و گوزنی شکار کرد و به درختی بست و به چادر خود
برگشت .فردای ان روز همین که وارد جنگل شد دید که اژدها گوزن را قورت داده است
این بار خرسی گنده دستگیر کرد و به درخت بست.روز دیگر در سپیده دم وارد جنگل شد
دید که اژدها خرس را هم خورده است.اغوز خان به کمین نشست.....
اژدها امد رد بشود با او گلاویز شد پنجه در پنجه جنگیدند.....اغوز خان پیروز شد
و اژدها به قتل رسید.
عاجـــــايئپ بييک زات مَهـــري انه لر
مَهرينگدن غانمادي گؤلــده سونــــالار
انه جانئم دييـر، سايرايــــان ديل لــــر
اللرينگدن ائسغـــاپ، اؤپسم آز بـــولار
سؤزله يأر امينه سِنــدن داش غالــــماق
گوٌنش يالقئم سچسه، نوردان بوُش غالماق
سن بولماسانگ چتين، مانگـا ياشامـــاق
سنگ يوُلونگــا جانئـــم برسم آز بولار
خوبين ؟خوشين؟سلامتين؟
منم ديگه اومدم از دست امتحانات نهايي هم دگه راحته راحت شدم
حالا واسم دعا كنين كه نمده هام خوب باشه:ي
خيلي خيلي ازتون ممنون ميشم دوستاي گلم.
سلام دوستای گلم خوفین؟خوشین؟سلامتین؟
من دیگه تا 1ماه ننیسم
واسم دعا کنین که امتحان نهاییم رو با نمرات خوب به اتمام برسونم
اگرم نظری چیزی گذاشتین بعد 1ماه که اومدم تاییدش میکنم
خواهشا واسم دعا کنیننننننننننن
بای تا1ماه.
تانی دوست- دوشمانی، اویونگه با خبر گزگین
قانیم بیلن قارجاشسانگ، دایم مشتی پر گزگین
گزسنگ دونیا یوزونده، دوام تازه تر گزگین
قیرق ییل مایا گزینچانگ، توتین بیرییل نِر گزگین
ترجمه:
ای دل بیا نصحیتی بکنم، اگر زندگی می کنی سربلند باش
دوست و دشمنت را بشناس و از خانه ات با خبر باش
اگر با دشمن می جنگی، با مشتی آماده و پر زندگی کن
در زندگی مقاوم باش
یک سال مردانه زندگی کردن بهتر که چهل سال به خفت زندگی کنی.